
در شب قبل پيرامون وتر الموتور صحبت کرديم. اينکه معني آن تنهاي تنها گذاشته شده است و ياري نشده. عرض کرديم علت تنها ماندن امام حسين چند جهت است:ايجاد شبهه همراه با فتنه است. فتنه بدون شبهه تاثير ندارد و بدون شبهه به هدف نمي رسد و اثرش اين است که امام در جامعه ياري نمي شود.جعل شخصيت در مقابل امام باعث مي شود امام تنها شود. امام علي(ع) مي فرمايند : من علي کارم به جايي رسيد که من را با معاويه مقايسه مي کنند اين مصيبت است براي حکومت اسلامي و نه معاويه علي را با طلحه و زبير مقايسه مي کنند.
تنها کسي که در کوچه بني هاشم امير المومنين را ياري کرد زبير است! و براي حمايت از علي جلو آمد قوي هم بود سيف الاسلام بود مجبور شدند از پشت با سنگ به او زدند و بيهوشش کردند که نتواند کمک علي بکند آن وقت اين زبير کارش به جايي مي رسد که مقابل علي مي ايستند.
مرحوم نظام رشتي که قبرش در سيد الکريم است و در بخش صندوق قرض الحسنه سيد الکريم است در يکي از قافله ها خرجي اش را زدند و درمانده شد بود اما به مردم رو ننداخت چون مي گفت ما اربابي داريم و آمد حرم و توسل پيدا کرد به امام حسين يا در خواب يا در مکاشفه مي بيند که وجود مقدس امام حسين بالاي جايي نشستند و بني هاشم هم صف به صف ايستادند. نظام رشتي عرض حال کرد(این شب ها شب تربيت ماست در مجلس امام حسين و تربيت ما در اين مجالس با جاي ديگر فرق مي کند در اين روز ها تربيت شدن ما بايد فرق کند با مجالس ديگر چون چاشني آن اشک بر امام حسين است. امام زمان فرمود در مجلس روضه جدم براي فرج من دعا کنيد چون وقتي اشک جاري مي شود انسان پاک مي گردد لذا در اين ده شب من نظرم اين است اگر کسي جذبه محبت امام حسين در دلش بيفتند اثري از گناه در دلش نيست اگر بنده و امثال بنده مشکلات اخلاقي داريم علتش اين است محبت امام حسين در دل ما نيست اگر هم هست کم رنگ است و اثر گدار نيست) آقا چيزي ندارم و سارق به قافله زده آقا فرمود شما که هستي گفت من نوکر شما هستم امام حسين فرمود که نوکر مايي؟ کی گفته تو نوکر مايي؟نظامي که يک عمر نوکري کرده. امام فرمود تو نوکر ما نيستي . امام فرمود اگر نوکر ما بودي چطور مجلس آن پيرزن چون پول به تو کم مي داد يه شب مي رفتي يک شب نمي رفتي؟ تو براي ما مي خواهي نوکري کني يا مي خواهي مشهور بشوي؟ مي بيني چقدر مردم به تو احترام مي گذارند؟ کجا تو نوکر مايي؟ امام اشاره کرد به آقا قمر بني هاشم که عباسم از راه مانده است چيزي به او بده.
نظام وقتي بيدار شد ديد برگه ای در دستش است که آدرسي در آن است به آدرس رفت و توشه اش را گرفت. نظام توشه را گرفت آمد سمت حرم وسط هاي راه گفت آدرس را خفط کنم اما آدرس را پيدا نکرد.
معلوم نيست. بايد حالت خوف و رجا دائم در ما باشد. معلوم نيست امام ما را بخرد. اينقدر ناز کش و خاطر خواه دارد امام حسين که ما در آنها گم هستيم.در برزخ عرض کرد کجا مي روي؟ گفت خدمت امام حسين. گفت اجازه نداري امروز موسي کليم الله خدمت آقاست مشکلي برايش پيش آمده و آمده خدمت امام حسين تا مشکلش برطرف شود.
همه انبيا و اوليا در خانه امام حسين بايد بروند و بيايند و ناز آقا را بکشند .
شخصيت سازي در کنار امام. طلحه می آيد در کنار حضرت امير.
تحريف در معناي دين که ما خيلي دست به گريبانش هستيم که اين ما را بيچاره کرده است. علي اصغري که امشب برايش گريه مي کنيد امام حسين براي دين روي دست گرفت که دين احيا شود. اهل بي حجابي و موسيقي هستيم مي گوييم دلت صاف باشد! فردا شب مي گوييم. آقا علي اکبر را امام حسين فرمود اشبه الناس اول خَلقا بعد خُلقا يعني وجناتش حرکاتش ظاهرش لباسش زلفش همه چي اش شبيه پبغمبر است امام ما هر مدلي مي زنيم مي گوييم نوکر امام حسينم؟ ظاهر هر طوري بود بعد بگوييم نوکر امامم؟
گريه ات را بکن اما توقعي نداشته باش البته اين خانواده کريم اند مي خرند اين بحث جدا دارد.
شهر شلوغ شده و متاسفانه همه جور حرفي را مي خرند. ببين امام زمانت چي مي پسندد که اگر گفتند آقا نشسته و ما مي خواهيم مشرف بشويم رویت ميشد با اين ظاهر بري داخل خيمه؟
و آخري آن اهداف انبيا و اوليا آنقدر متعالي است که خيلي ها متوجه آن نمي شوند يا ميل رفتن به آن سمت را ندارند . پيغمبر روز اول بحث آزادي و اقتصادي و شکم نکرد. نگفت تورم را مي آورم زير ده درصد. اينها تحريف دين است. بله دين اينها را ايجاد مي کند اما دين براي سيري شکم ما نيامده.بني اسرائيل در سوره بقره صحبت عدس ونخود و لوبيا تعبير مي کند قرآن. آنها جايي رسيدند که شکم ما چه مي شود؟ و متاسفانه چون طبيعت ما سو دارد سو استفاده مي شود. اينها هم هست اما مهم اين است که ولي خدا مي خواهد دست تو را در دست خدا بگذارد. ولا خلقت الجن و الانس الا ليعبدون. اگرچه دين دنياي مادي را هم احيا مي کند. که شهيد مطهري مي گويد اگر روح عبوديت در جامعه احيا شد ديگر بي بند و باري فساد و فحشا از بين مي رود. در مورد ظهور هم مي فرمايند چون عقل ها کامل مي شود فساد از بين مي رود.
نتیجه اين 4 امر با عث مي شود امام وتر الموتور شود.
از اين طرف هم دور و وري هاي امام هم عواملي باعث شد نيايند که تيتر وار مي گويم.
افراد خودشان را آماده نکرده بودند. ترماه عدي کسي است که دو منزل قبل کوفه به امام برخورد کرد. آذوقه براي زن و بچه اش مي برد. بر حسب ظاهر و شرع هم همين را مي گويد که اين کار را کند. امام فرمود کجا مي روي گفت اينها را برسانم. امام فرمود پس زود بيا . سريع هم آمد اما وقتي آمد سر امام بالاي نيزه بود. اهل بلخ و بصره هم دير رسيدند. تعداد زيادي اهل بلخ آمدند کربلا اما ديدند امام به شهادت رسيده. آمدند اما چون آماده نبودند به وقت نيامدند. در بين اصحاب امام تعدادي به عنوان رجال الغيب معروفند که وقتي امام قيام مي کند اينها بدون اينکه به زن و بچه رجوع کنند مي روند. سر سفره است يک دفعه غيب مي شوند و بلافاصله به امام مي پيوندند. عرض کرديم مسلم ابن عوسجه با وسايل حمامش به کربلا رفت حتي به خانواده اش هم سر نزد. امام اگر گفت بيا بايد جوري زندگي هايمان را بسازيم که بدون درنگ برويم. ما که اينقدر چک داريم و برنامه که نمي رسيم کي حال قیام امام را دارد بزار امام برود بعدش ما خودمان را مي رسانيم.خیلی ها اینطوری بودند.
من بدون تعارف بگويم اما دوست عزيز هنوز امر يک فقيه را برنمي تابي. ولي فقيه گفت کاري بايد شود بايد بشود. من و تو غلط مي کنيم روي حرفش نظر مي دهيم. ما چه کاري ايم که نظر می دهیم؟در مقابل اسلام و ولي فقيه نظر داري؟ بي خود مي کني. معرفت نسبت به ولي خدا و وظايفي که به دوش ما مي گذارد. من فکر مي کنم در همه تهران تنها جلسه اي که بخاطر اينکه همه جبهه بودند اين جلسه بود.اين شرافت است و ما فخر مي کنيم که ولي فقيه گفت بريد جبعه گفتيم چشم نوکرت هم هستيم سايته ات بالاي سر ما باشد.
عده اي هم مثل بنده براي زرنگي آمدند و گفتند نه ببینیم تکلیف چه می شود می رویم در رکاب حسین نه یزید. اگر برویم در رکاب امام حسین یزید سهم ما را قطع می کند اگر آن طرف برویم خب این پسر پیغمبر است و نشستند در خانه هایشان.
و نکته آخر اینکه مردم احساس کردند که بدون ولی خدا می توانند هدایت شوند و آخرتشان را تامین کنند.الان زیاد داریم نمونه.
فلانی صاحب کرامات فلانه! فلانی خیلی آدم وارسته ای است عارف و سالک است و فلان است ، همه اینها درست اما ملاک داریم ، چند روز جبهه داری داداش؟ وفتی شیپور جنگ زده شد کجا بودی؟ داشتی چله بر می داشتی دنبال زهد بودی؟
خواجه ربیع جزو زهاد بود گفت ما که نمی توانیم تشخصی بدهیم میرویم جایی که نه صدای علی برسد نه معاویه و عبادتمان را می کنیم.
او نمی دانست اگر در رکاب امام حسین نباشد این بالاترین و بزرگترین معصیت و مصیبت است و از این گناه کبیره تر نداریم و هیچ معصیتی بالاتر از این نیست که امام بگوید مرا یاری کن بگوییم می خواهم نماز بخوانم یا بروم طواف.
و جعلنا من الما کل شی حی
ما از آب هر چیزی را زنده قرار دادیم. در روایت داریم آبی داریم که نه زمینی است نه آسمانی آب سه قسم است. آبی داریم که در این عالم نیامده می فرماید خداوند عرش خود را روی آب قرار داد که آن چه آبی است بماند.
نامه رسید از عمر سعد که حائل شو بین امام حسین و اصحابش و بین آب.
دو سوم عالم را خدا آب قرار داده . وقتی قرار شد برای حضرت زهرا مهریه ببرند جبرئیل نازل شد و فرمود خداوند همه آب های جهان را مهریه فاطمه قرار داد راضی شدی فاطمه جان؟
همه آبها حتی آبی که عرش خدا بر روی آن قرار گرفته همه صدقه سری امام حسین خلق شده و آب مهریه مادرش است و هر کسی آب بخورد مدیون امام حسین و حضرت زهراست.
چند حکم شرعی بگوییم.
اولا که می فرمایند اولین اجری که در قیامت داده میشود برای کسی است که آب دست مردم داده است. لذا در احکام شرعیه داریم برای آب دادن اجری است که در سایر اعمال نیست حتی به کافر حتی به مشرک حتی به مجوس و یهود و ... حتی گفتند اگر کافر به مسلمان آب دهد اجر دارد.و خداوند در آب سهمی را برای همه قرار داده. در بعضی از آب ها برای همه سهم است حتی اگر مالک نباشد یکی از آنها نهر است اگر نهری را دیدی و نمی دانی صاحبش راضی است یا نه لازم نیست رضایتش را جلب کنی می توانی به قدری که رفع عطش بکنی از آن برداری حتی اگر مالکش راضی نباشد چون خدای متعال این حق را برای شما قرار داده است.
چه می خواهیم بگوییم؟ روایت می فرماید پیامبر داشت وضو می گرفت وسط وضو گربه ای را دید که به آب نگاه می کند و تشنه است وسط وضو آب وضو را جلوی گربه گذاشت تا بخورد از لب خورده گربه بقیه وضو را گرفت.
بگوییم باز؟ امام صادق وسط بیایان دید که بدنی زیر سایه خار ها افتاده آقا فرمود ببینید مشکلش چیست گفتند فلانی است و مسیحی است و تشنه استو حضرت فرمود به او آب بدهید. فرمود هر کسی کبد خشکیده تف دیده تشنه را سیراب کند برایش اجر است حتی اگر مسیحی باشد.فرمود به او آب بدهید. مسئله شرعی دیگر.
اگر کسی در سفر حیوانی دارد و می داند که اگر از آب همراهش وضو یا غسل کند حیوان تلف می شود وظیفه دارد خودش تیمیم کند و آب را به حیوان بدهد.
از امشب در خیمه ها تنها صدایی که به گوش می رسد فریاد الما الما الما است.
در کربلا چهار سقا داریم. اولین آنها وجود مقدس پیغمبر اکرم دوم خود امام حسین سوم حضرت قمر منیر بنی هاشم (حضرت زهرا را دعا کنیم این شب ها بگوییم بی بی من کجا و گریه کردن برای غربت پسرت کجا؟خدا سایه تو را از سرم کم نکند یا اباعبدالله)چهارم چشم گریه کنان در عزای امام حسین ساقی هستند روایت می فرمایند از کامل الزیارات که ملائکه موظفند اشکی که روی صورت گریه کنان امام حسین می آید در ظرف هایی جمع کنند و قسمتی از آب کوثر اشک چشم گریه کنان امام حسین است که همه آرزوی آن را دارند که محشر شود که آب به ما بدهد یا نه. شفاست اشک چشم برای امام حسین بعضی از بزرگان اشک چشمشان را می خوردند.
روایت در کامل الزیارات می فرماید برای هر عملی در عالم اجری است تنها عملی که اجرش بی حد و لاحد است گریه کردن برای امام حسین است . شیخ جعفر با این روایت بی داد می کند. انشا الله قیامت هم برای امام حسین گریه می کنیم. داداش کاری کن قیامت رفتی بوی امام حسین بدی. شهید غلامعلی می گفت قیامت ملائکه به عده ای می گویند بهشت را آذین بستیم چرا نمی روید؟ می گویند هر جا این آقا باشد آنجا بهشت ماست. سلمان را علی برد در بهشت و سلمان دید بهشت را گفت سلمان می خواهی بمانی همین جا؟ سلمان بمان همینجا اگر دوست داری. سلمان یک نگاه کرد گفت آقا شما بروی من اینجا بمانم؟ هر جا شما باشی آنجا بهشت من است. بهشت بدون علی به چه درد من می خورد؟
پیغمبر در چند جا سقایت کرد و ظاهرا شهدای کربلا را خود پیامبر شخصا سقایت کرد لذا وقت حضرت علی اکبر خورد زمین فرمود بابا الان جدم خودش با ظرف آب آمده مرا سیراب کند.
اما یکی از سقاها که زیاد در موردش صحبت نشده خود امام حسین است. شب هفتم پشت خیمه ها رو به قبله 19 قدم امام حسین برداشت و قطعه ای از خاک را برداشت و آب جوشید و اصحاب از آن آب استفاده کردند و امام حسین سقایت کرد و این یک سقایتش بود و امام حسین این چیز ها ازش بعید نیست.
اولا بدانید که امام حسین می خواست ساقی شود وظیفه اش این بود آب رساند اگر خودش توانست که هیچ اگر نتوانست وظیفه دارد از لشکر آب طلب کند. بریر را فرستاد حر را فرستاد عباس را فرستاد اما آب ندادند مجبور شد خودش برود. برای شخص کریم سختت ترین لحظه کی است؟ امام حسین دستش را از پشت در بیرون می آورد در را هم باز نمی کرد به سائل عنایت می کرد می گفتند چرا بیرون نمی آیی آقا؟ گفت چون می خواهم به اندازی ایستادن و خواندن و باز کردن رقعه سائل معطل نشود. سائل همه چیزش را خرج کرده آبرو گذاشته آمده. سائل از پشت در دست امام را بوسید و دعا می کرد خدایا این دست را زیر خاک نبر. یکی نبود بگوید سائل کجا بودی شب یازدهم آن ساعتی که ساربان آمد کنار گودی قتلگاه... به بهانه انگشتر انگشتش را هم بردند.
کسی که سائل دم خانه اش معطل نمی شد چقدر به او سخت گذشت ساعتی که مجبور شد از لشکر طلب آب کند اول فرمود به ما آب بدید ندادند گفت به زن و بچه آب بدید ندادند گفت فقط به اطفال آب بدید باز هم ندادند گفت فقط به شیر خواره ام آب بدید ندادند فرمود به من آب ندید به بچه بدهم این را خودتان بگرید و سیراب کنید و برگردانید.
شیخ جعفر می فرماید مصیبت علی اصغر این نیست که گوش تا گوشش بریده شد. می گوید مصیبت علی اصغر این است که امام حسین مجبور شد این بچه را وسط لشکر بیارود و شروع کند منت این لشکر را کشیدن.