
کسانی که اهل آخرتند صفاتی دارند که آنها را خداوند به پیامبر فرمودند و پیامبر ضمن حدیث شریفی خصوصیات اولیا خدا و کسانی که با خدا مانوسند را بیان فرمود.تعداد آنها زیاد است اما یکی از آنها که با امشب بی مناسبت نیست این است که پیامبر فرمود اعینهم باکیه.اولیا خدا یکی از خصوصیاتی که دارند این است که چشمهایشان در خانه خدا گریان است و اشک چشم دارند.
به قول آن شاعر می گوید گریه بر هر درد بی درمان دواست / چشم گریان چشمه فیض خداست / تا نگرید ابر کی خندد چمن / تا نگرید طفل کی نوشد لبن / تا نگرید طفلک خرما فروش / دیگ بخشایش نمی آید بجوش
یکی از کار هایی که این چشم می کند این است که تاثیر سوزش قلب و دل را آشکار می کند. خدا رحمت کند مرحوم شیخ رضا سراج(ره) می فرمود: زمین همه ارزشش به آب است. الان در کویر لوت ده هزار هکتار زمین با صد هزار تومان بدهند کسی نمی خرد چون آب ندارد آب نباشد سبزه و آبادانی نیست و رشد حیات نیست حالا یک زمین 400 متری معرفی کنند با چشمه و قنات هر چقر آب بیشتر باشد ارزشش بیشتر می شود. انسان هم ارزشش به همین اشک چشمش است. پیامبر می فرماید در شب معراج به من فرمودند یکی از خصوصیات اولیا الله این است که چشمانشان اشک دارد. موسی ابن عمران فرمود : خدایا شما را کجا می شود پیدا کرد ندا آمد جایی که اشک ها جاری می شود و قلب ها می شکند. قرآن هم آیاتی در مورد اشک و گریه دارد.
در آیه ای می فرماید: خدا را اگر می خواهید صدا بزنید باید با اشک و ناله و زجه باشد. خدا می فرماید اگر خواستید من را بخوانید باید با حالت زاری و ناله بیایید.
خدمت آقا امام رضا که انشا الله مشرف می شوید دم در ورودی اذن دخول نوشته اند.از امام اجازه ورود می گیرید در واقع . حالا از کجا بفهمیم آقا دعوتت کرد یا نه؟ ما وقتی اذن می خوانیم سرمان را میندازیم پایین و سریع میرویم توی حرم. اما اذن دخول برای اجازه و محل تامل است. می فرمایند اگر می خواهید بدانید آیا امام اجازه ورود را به شما داده این است. که اگر اشکتان جاری شد بفهمید که آقا اجازه ورود به حرم را به شما داده. شیخ عباس قمی هم در مفاتیح این را بیان کرده. علامت اجازه امام برای ورود به حرم اشک چشم است که جاری می شود. اگر اشک جاری شد و حالت تغییر کرد زمانی است که متوجه بشوید امام اجازه ورود را داده است.
آیه می فرماید که : اولیا من آنهایی هستند که وقتی آیات الرحمن بر آنها خوانده می شود اینها ناخوداگاه( نه بصورت ارادی) به حالت سجده می افتند و دست خودشان نیست.خرو سجدا بکیا... در حالتی که اشک می ریزند. لذا اشک را به هر کسی نمی دهند . فکر کردید اشک برای امام حسین را به همه دادند؟ در مجموعه این همه اولاد آدم در کره خاکی شما را انتخاب کردند برای مجلس عزای امام حسین. جای مباهات ندارد به همه ملائکه و اولاد آدم؟ جن و انس را شما می توانید به آنها فخر بفروشید که منم کسی که حضرت زهرا اجازه اشک بر حسین را داده است. در روایات داریم اگر خیلی آدم خوبی هستی اما اشک چشم نداری و حاجت داری بگرد در شهر دنبال کسی که اشک دارد حتی اگر آدم بدی است برو و به او التماس دعا بکن. خدا خیلی چشم گریان را دوست دارد. مخصوصا چشمی که بتوانید برای امام حسین گریه کند که افضل اشک ها اشک چشم برای حضرت سید الشهدا است. روایت داریم همه انبیا و همه مخلوقات حتی دشمنان امام حسین برای امام حسین گریه کردند . وقتی که دیگر کسی نبود امام را کمک کند در گودی حضرت زینب مضطر شد و دلش دوپاره شد و چند شق شد(در عرب به کسی می گویند مضطر که دلش چند جا باشد )مانند حضرت زینب که دلش چند جا بود. یک دلش کنار خیمه گاه و زنها و اطفال بود یک دلش کنار امام حسین بود. وقتی مضطر شد در اضطرارش مجبور شد که به دشمنش هم کمک بخواهد. صدا زد یابن سعد ایقتل ابوعبدالله و انت تنظر علیه؟! اگر عاشورا هیچ مصیبتی نمی داشت همین مصیبت کافی بود تا قیامت برای حضرت زینب گریه کنیم. نامحرمش هست. دشمنش هست سر لشکر دشمنش هست از همه بدتر قاتل برادرش است و برای کشتن امام حسین آمده. شمر هم برای امام حسین گریه کرد. شمر برای امام حسین گریه کرد روز عاشورا همان موقع که سر امام حسین در دستش بود. سر امام حسین در دستش ، رسید به عمر سعد عمر می گفت دیدم شمر هی هق هق گریه می کند اشکش روی صورتش می ریزد به او گفتم چت شده؟ گفت بهترین مردم را از جهت مادر و پدر من کشتم. کسی را کشتم که مادرش دختر پیغمبر است.همه برای امام حسین گریه کردند که روایاتش متعدد است.
در آیه دیگری می فرماید:اولیا من کسانی هستند که چانه هایشان را روی خاک می گذارند و بلند بلند گریه می کنند. امام سجاد ابو حمزه را سحر ها و هر شب می خواند و هر بار هم تمام کرد. ما اگر بتوانیم در سی شب یک بار تمام می کنیم. اما امام سجاد هر سحر کل آن را می خواند. این تازه برای سحرش بوده. در ابوحمزه دارد خدایا منتت را می کشم و التماست می کنم من را با اشک چشمم کمک کن برای بیچارگیم اشک بریزم. خیلی بیچارگی داریم. ابکی لخروج نفسی ...ما چون عظمت طرف را درک نکردیم زیاد اتفاق خاصی برایمان نمی افتد.
کتاب کامل الزیارات کتابی است که مرحوم ابن قولوی نوشته است . شما هر روایتی که در این کتاب باز کنید از اول تا آخر ، سلسله سند را نقل کرده است. کی از کی نقل کرده تا اول. ما بین روات همه جور آدمی داریم. چهارده هزار راوی داریم و بعضی از اینها موثقند و می شود اعتماد کرد حتی برخی سنی هستند اما می شود اعتماد کرد . بعضی شیعه اما نمی شود اعتماد کرد. بحث مفصلی است به نام علم رجال که بحث می کنند به کدام یک از این آقایان می شود اعتماد کرد چون قول معصوم یکی از منابع ما برای اخذ احکام و اجتهاد و حکم الهی است اگر باب اینها بسته شود ما چیزی نداریم. آیات الاحکام خیلی نیست. مثلا در قرآن نیامده تیمم یک ضربه بزنی یا دو ضربه. ما تمام احکاممان را به نوعی از روایات می گیرم که اگر آیات الاحکام داشته باشیم مفصر این آیات روایات است. چهار کتاب داریم که کتب اربعه هستند. اصول کافی ، من لایحضره الفقیه ، تهذیب و استبصار این چهار کتاب همه روایاتش قابل اعتماد نیست . یعنی باید کسی متخصص باشد این ها را بشناسد و از این کتب برای اجتهاد خودش می خواهد اخذ کند ببین می شود به این روایات اعتماد کرد یا نه. چون شوخی نیست می خواهیم احکام استخراج کنیم. می خواهیم بگوییم این فعل را انجام بده یا نده. در این چهار کتاب هم روایات متعدده ای داریم که قابل اعتماد نیست. اینها را برای چه می گوییم؟
این کتاب از اول با بسم الله تا انتها هر چه روایت دارد قابل اعتماد است یک روایت ضعیف داخل آن ندارد. یک دانه هم ندارد. شما با اعتماد کامل این کتاب را باز بکن و بگو این روایت حتما برای معصوم است. هر شخصی که اسمش داخل این کتاب آمده به عنوان سلسله سند حتی اگر در کتب رجال آن شخص را پیدا نکنیم یا بگویند ضعیف است به جهتی که در این کتاب آمده قابل اعتماد می شود.آقایان می گویند حرفش را گوش کنید حتما از معصوم نقل کرده است. در هر صورت این کتاب ، کتاب دم دستی نیست شاید در مجموعه کتب روایی شیعه این تک باشد و کتابی مثل این نباشد.کتاب کتاب معمولی نیست.
یک روایت از کتاب بخوانیم. روایت از امام صادق (ع). قال لکل شی ثواب. برای هر چیزی ثواب و اجر و پاداشی است. مگر اشکی که برای ما باشد. اشکی که برای امام حسین باشد. هیچ کسی نمی تواند برایش یک پیمانه و وسیله ای برای وزن کردن آن قرار دهد و بگوید اینقدر می ارزد. روایت داریم ما من شی الا وله کیل . نیست چیزی مگر برایش پیمانه ای هست که وزن می کنند. شما می روید میوه فروشی به مناسبت آن شی یک پیمانه ای هست که وزنش می کنید. ترازوی طلا فروش تفاوت می کند با ترازوی میوه فروشی. میوه فروشی یک کیلو هم بالا پایین شود چیزی نمی شود. هر چیزی برای خودش یک پیمانه ای دارد. امام می فرماید مگر اشک.. یک قطره اشک دریایی از آتش را خاموش می کند. من فردا شب در نظر گرفتم که روایت ابن شبیب را بخوانم اما در جایی از آن می فرمایند که یابن شبیب هر کسی برای جد ما یک قطره اشک بریزد همه گناهانش آمرزیده می شود. امام رضا تعارف ندارد و منبری نیست که پاکتش چاق شود. کلام الملوک ملوک الکلام.اگر یک پادشاه سخن حرف می زند با صحبت های من خیلی فرق دارد یک موقع من چیزی می گویم یک موقع امام معصوم می فرماید. آنقدر حرمت پیدا می کند گریه کن امام حسین که خدا برایش صلوات فرستاده. الا و صل الله علی الباکین علی الحسین. ما زود رد می شویم. مگر هر کسی می تواند برای امام حسین گریه کند؟ اشک امام حسین با این همه ارزش را به که می دهند؟به که دادند؟
نکند این دهه بگذرد و تمام شود و من تو برویم دنبال کارمان.
امشب شب قمر منیر بنی هاشم است. کسی که از یک چشمش اشک می آمد از یک چشمش خون جاری بود. چهارده معصوم داریم اما این بدین معنا نیست که بقیه معصوم نبودند. اگر چه از جهت فضیلت قابل مقایسه نیستند اما معصومند و صحبت درباره اینها سخت است.چهار معصوم دست و بازوی این آقا را بوسیدند. من نمی دانم چرا همه جوانان ارتباط عاطفی خاصی با حضرت عباس دارند.شاید علتش این است با همه زور و بازویش تسلیم امر امام حسین بود. گفت تو نرو جنگ کن. گفت چشم. چه کار کنم؟
تو برای بچه ها آب بیاور. چشم. هر باری که این ها با هم به لشکر زدند همه لشکر را شکافتند یکی تکبیر می گوید دیگری تحلیل می گوید . الله اکبر. لا اله الا الله. بی بی زنیب کنار خیمه ایستاده. صدای این دو برادر را می شنود همش می گوید لا حول ولا قوه الا بالله
چهار امام بازوی این آقا را بوسیدند. امیر المومنین ، بازوی آقا را بوسید. ام البنین گفت آقا مشکلی دارد بازوی بچه من؟ گفت نه اما این بازو در کربلا برای حمایت از زینب و حسین من .... هی می بوسید و اشک می ریخت.
امام حسن ، زین العابدین و امام حسین هم بوسیدند. اما بوسه امام حسین تفاوتی داشت و زمانی بوسید که این دست قطع شده بود. روای می گوید دیدم امام حسین در نخلستانها چیزی را برداشته هی به سر و صورتش می کشد هی می بوسد. معصوم نمی تواند به غیر معصوم بگوید بنفسی انت. اما امام حسین بارها به حضرت عباس فرمود بنفسی انت یا اباالفضل. فدایت بشوم. اینها برای معصوم است. آدم عادی نیست.حضرت ام البنین به آقای سیبوی بزرگ فرموده بودند که بگویید در مجالستان از من یاد کنند چون هر چه باشد من هم کنیز زینب هستم.